طلبه ای با افکار منحرف

تفکراتی برخلاف از سایر روحانیون

طلبه ای با افکار منحرف

تفکراتی برخلاف از سایر روحانیون

۱۱تیر
  دلواپسیم

«دوش با من گفت پنهان کاردانی تیز هوش»              ما ز دوری رُخ (بابک )همه دلواپسیم
(خاوری )جیم فنگ شد از کوری چشم حسود              ما ولی از کار این مردک همه دلواپسیم
هشت سالی( معجزه )آتش به خرمن زد ولی                   از نبود گاز در فندک همه دلواپسیم
مرغ همسایه همیشه غاز بوده ، لاجرم                    چون نبوده کفتر و اردک همه دلواپسیم
سال قبل از این به ما حمله شد از سوی( کلید           چون نبوده در زمین هافبک همه دلواپسیم
خواست هر کس کک بیاندازد به تنبانش ،ولی           چون که در تببان ندارد کک همه دلواپسیم
تا ببیند، بشنود این نعره ی دلواپسی                        از نبود عینک و سمعک همه دلواپسیم
چون که الفت داشتیم این سال ها با اختلاس              از نبود و قحطی قلک همه دلواپسیم
ما که یاران اصولیم و فروعاتی لذیذ                             با خبر باشید که تک تک همه دلواپسیم

لیک با آن کاردان «جاوید» فرمود این چنین:                تا نگردیدید فورن دک همه دلواپسیم

یک دوست
۲۷خرداد

http://img1.tebyan.net/big/1387/03/47261454081825419420851292502091086189.jpg مستحباتی با طعم مکروهhttp://img1.tebyan.net/big/1387/03/47261454081825419420851292502091086189.jpg


چند روز گذشته بحثی بین ما و دوستان شکل گرفت مبنی بر اینکه " آیا مستحبات به خاطر عرفیات تبدیل به مباح یا حتی بالاتر از مکروه می شوند یا نه ؟"

عده ای از دوستان صریحتا اعلام داشتند که  اصلا و به هیچ وجه

و ما هم با همان افکار منحرف قائل به اینکه :

مستحبات را می توان به دو قسم تقسیم کرد

1. آن هایی که جلوه و بروز آن ها اجتماعی ( جامعه )

2. آن هایی که جلوه و بروز آن نسبت به خود شخص(‌شخصی)

اول دومی را بحث می کنیم !!!!!!!!!!!!

در بعضی از مسائل خود نسبت به خود شخص است و با دیگران کاری ندارد مانند با پای فلان به دستشویی رفتند یا نگاه کردن به مهر هنگام ایستادن و.........

مسلما  در این ها هیچ تغییر راه ندارد

اما قسم دوم

به نظر می رسد این امور با جامعه سر وک ار دارند

برای روشن شدن مساله یک سوال : چرا لباس شهرت حرام شد ؟؟ مگر نه اینکه فلسفه آن به تصریح علماء به خاطر این است که اشمئزاز و تنفر مردم را بر می انگیزد

یعنی تنفر مردم  کلید واژه حرمت شده است

حال آیا این کلید واژه توانایی تبدیل به مکروه را ندارد ؟؟؟؟


تصور بفرمائید

در جمعی هستید و یکی از دوستان شما شروع کند غذا را با دست بخورد؟ واکنش شما چیست؟

یا دوستان جوان که سبیل خود را از ته می زنند و ریشه خود را نگه می دارند

یک دوست
۲۰خرداد

اگر چه با خود عهد کرد بودم در مورد این عالم دینی ! چیزی ننویسم ولی عهد خود را می شکنم  و 60 فقیر را سیر می کنم

صحبت جناب اقای مصباح :

امروز در ادبیات سیاسی دو نوع حکومت سلطنتی و جمهوری وجود دارد و نوع سومی ذکر نشده است، لذا امام(ره) وقتی قرار است با کسانی سخن بگویند که حکومت را منحصر در دو نوع می‌دانند و از طرفی امام(ره) در صدد نفی حکومت سلطنتی موجود در ایران بودند، باید به گونه‌ای سخن می‌گفتند که آنها هم متوجه شوند و لذا لفظ جمهوری را به کار بردند


و اما سخنان رهبر انقلاب:

رهبر انقلاب اسلامی در تشریح ستون ها و پایه های اصلی نظم سیاسی مدنی مورد نظر حضرت امام بر دو نکته اساسی و کاملا بهم پیوند خورده، تأکید کردند: اول شریعت اسلامی بعنوان روح و جوهره جمهوری اسلامی و دوم سپردن کارها بدست مردم از طریق مردمسالاری و انتخابات 
ایشان افزودند: کسی گمان نبرد که حضرت امام خمینی، انتخابات را از فرهنگ غرب اتخاذ و با تفکر اسلامی مخلوط کرد چرا که بدون ت
ردید اگر انتخابات و مردمسالاری از متن شریعت اسلامی قابل اتخاذ نبود «امامِ صریح و قاطعِ ما»، این موضوع را بیان می کردند.


فقط یک نکته خطاب به ...


یک دوست
۰۵خرداد

چند سایت بسیار خوب که کتاب های زیاد در مورد صرف و نحو، فقه و اصول و..... است

امیدوارم استفاده کنید

مکتب الکتابه

مکتبه الوقفیه

مکتب الشامله

یک دوست
۰۴خرداد
  امام حسین را کشت و بهشت رفت

یک سوال  " ایا کسانی که در سپاه شمر و یزید بودند و بر اساس اخبار و گفتار ها شنیده اند که حسین (علیه السلام) از دین خروج کرده و بر حاکم اسلامی خروج کرده است شریعت محمد را زیرپا گذاشته است و هزاران حرف و حدیثی که مطرح میشد آیا این اشخاص گناهی به گردن آن ها است و لو اینکه ضربه ی به  سید الشهدا ء زده باشند  یا حتی بالاتر برای این افراد اجر جهاد منظور خواهد شد


و جواب : للمجتهد المصیب ثوابان و للمخطى ثواب واحد و لما لم یکن لاصحاب البصیرة و الایقان و ارباب الخبرة و العرفان

اگر تلاش خود را برای یافتن حقیقت انجام داد و به این رسید که واقعا سپاه یزید (لعنت الله) حق است برای او پاداشی هم حتی به خاطر جهاد اعطا خواهد شد

یک دوست
۳۱ارديبهشت
فرق اخلاق و آداب رسوم

 میان «اخلاق» و «آداب و رسوم و عرف و عادات» چهار تفاوت اساسی وجود دارد. نخستین فرق اینکه اگر یکی از مجموع آداب و رسوم جامعه‌یی تغییر یافت هیچ مشکلی در آن جامعه پدید نمی‌آید. مثلا اگر در میان ما ایرانیان تا دیروز رسم بر آن بود که به قصد ادای احترام به دیگران کلاه از سر‌برداریم و از امروز اجماع بر آن شود که به علامت احترام کلاهی که در دست داریم را بر سر بگذاریم مشکلی پیش نمی‌آید. یا فی‌المثل قرار بگذاریم در تعطیلات نوروز به جای سیزده به در، پنج به در داشته باشیم، یا به جای چهارشنبه‌سوری، بر دوشنبه سوری توافق کنیم، باز هم اتفاقی نمی‌افتد. در واقع اگر یکان یکان و فقره به فقره آداب و رسومِ یک جامعه تغییر یابند، به شرطی که «اجماع» عمومی بر این عوض شدن وجود داشته باشد، مشکلی پیش نمی‌آید. اما آیا می‌توان همین کار را با «اخلاق» صورت داد؟ به فرض بیاییم به جای صداقت، تزویر و ریا بورزیم، به جای تواضع، تکبر پیشه کنیم، به جای وفای به عهد، خلف وعده و پیمان‌شکنی کنیم، به جای آنکه امانتدار‌ باشیم، در امانت خیانت بورزیم، به جای عادل و منصف بودن، بی‌انصاف باشیم و به فرض، همگان نیز این تغییرات را بپذیرند، در چنین شرایطی «کیان اجتماع» از میان خواهد رفت.

چرا که استقرار احکام اخلاقی، قراردادی نیست. آنچه قراردادی باشد را با قرارداد می‌توان تغییر داد (مانند آداب و رسوم)، اما آنچه قراردادی نیست (احکام اخلاقی) را با هیچ قراردادی نمی‌توان تعویض کرد. به تعبیر دیگر، «اخلاق»، قرارداد بین انسان‌ها نیست بلکه از ذات امور انسانی و طبیعت بشری برمی‌خیزد. در واقع قوانین اخلاقی سلسله‌یی از «تکوینیات»اند نه «تشریعیات»؛ سلسله‌یی از امور طبیعی‌اند و نه قراردادی.

یک دوست
۳۰بهمن
در قرآن همه چیز نیست


 یکی از مباحث های که جدید مطرح شده است این است که ایا در قران همه چیز امده است ؟؟

عده ای خیلی قوی جواب می دهند : بله

چند دیدگاه، در این باره وجود دارد که عبارتند از:

1. دیدگاه حداکثری؛ بنابر این دیدگاه، تمام علوم در قرآن موجودند؛ به دلیل آیه مذکور و آیه 88 سوره نحل؛ «وَ نَزَّلْنا عَلَیْکَ الْکِتابَ تِبْیاناً لِکُلِّ شَیْ‏ءٍ؛ ما کتاب را بر تو نازل کردیم که روشن کننده هر چیزی است». از این رو، همگان می‏توانند با سعی و تلاش خود و متناسب با رشته تخصصی خود، حتی دانش‏های مختلف شیمی، فیزیک را از قرآن استخراج کنند و حقایق را کشف کنند.
اسکندرانی در «کشف الاسرار النورانیه»، طنطاوی در کتاب «الجواهر فی تفسیر القرآن»، ابن کثیر در «تفسیر القرآن العظیم» و ملا محسن فیض کاشانی، از این گروهند.
2. دیدگاه حداقلی؛ بنابر این دیدگاه، قرآن تنها به بیان عقاید و ارزش‏ها پرداخته است و طرح مسائل علمی با قدسی بودن قرآن و دین، سازگار نیست. عبدالکریم سروش در «فربه‏تر از ایدئولوژی»، از این گروه است.
ناگفته نماند که طرح مسائل علمی در قرآن، با قدسی بودن آن منافات ندارد؛ چنان که ظاهر بسیاری از آیات قرآن، درباره کارهای دنیایی مردم، جنگ و صلح آنها و دقت در پدیده‏های طبیعی و زمین و آسمان می‏باشد.
3. دیدگاه اعتدالی؛ همه علوم در قرآن نیست؛ بلکه قرآن، کتاب هدایت است و برخی علوم دیگر به مناسبت‏های گوناگون، تنها مورد اشاره قرار گرفته‏اند. علامه طباطبایی و شهید مطهری از این گروه می‏باشند.
بنابر این دیدگاه، آیه شریفه «وَ نَزَّلْنا عَلَیْکَ الْکِتابَ تِبْیاناً لِکُلِّ شَیْ‏ءٍ» گرچه مربوط به همین قرآن کریم است، ولی روشن کننده هر چیزی در موضوع خودش است و موضوع قرآن، هدایت بشر است؛ نه علوم تجربی و ریاضی و فیزیک؛ بلکه هر چیزی که درباره هدایت، لازم باشد، در قرآن هست.


با این تفاصیل روشن می شود که قران کتابی نیست که در ان در مورد همه چیزی نوشته شده باشد


و واقعا این که در قران همه علوم باشند علاوه بر این که با عقل سازگار نیست  خود قرآن تصریح کرده است که درباره برخی مسائل اصلاً سخن نگفته است؛ به طور مثال، در مورد نقل داستان پیامبران در قرآن می خوانیم: «و رسلاً قد قصصناهم علیک من قبل لم نقصصهم علیه»؛ و پیامبرانی را فرستادیم که داستان آنها را برای تو پیش تر گفته ایم و پیامبرانی که داستان آنان را برای تو نگفته ایم. (نساء/164

یک دوست
۰۵دی

به دلیل بعضی از مسائل رفتیم حوزه از حوزه های کرج برای کمک کردن به بچه ها در درس نحو و صرفشان  حوزه تازه تاسیس بود برنامه در حد لالیگا خراب بود ما که قرار بود در انجا فقط روزی یک ساعت کار کنیم همه روز را ، کلاس می رفتیم  به قدری حوزه وضعش بد بود که کلید همه اتاق ها (مدیریت ، اموزش و تذهیب ) در اختیار ما بود و علنا ما گردانند بودیم

ولی بحث جای دیگر است

ما در انجا کلاس های فوق العاده برگزار کردیم تمام اساتید خودشان رفتند خونه یعنی مدرسه  تعطیل، ما هم برای یگ گروه 30 ،40 نفری کلاس گذاشتیم روز اول اومدن گفتند می خوایم بریم گفتم چرا گفت هیئت داریم گفتم باشه شبش برو گفت نه من او نجا کمک می کنم

گفتم نگاه کن ما یک هفته بیشتر نیستیم داری با شما کار می کنیم  داری قوی می شوی

برگشت تو چشام نگاه کرد گفت : نه زیاد هم قوی کار نمی کنید و در سطح ضعیف هست

خیلی ناراحت شدم گفتم تو همون کسی هستی که رمی از صیغه 3 به بعد نمی توانستی صرف کنی می گفتی رمی رمیا رمیوا

تو همان هستی که وزن قل را می گفتی بر وزن فعل است

تو همان کسی هستی که با این که از وسط سال گذشته بلد نیستی با لغت کار کنی بهت گفتم اکرم را پیدا کن رفتی تو همزه !!!!!

(متاسفانه یا خوشبختانه وقتی ناراحت می شوم کسی جلو دارم نیست و صدام میره بالا خیلی هم بالا (البته در مسائل درسی ))

دیدم بقیه دوستانم امدند گفتند بابا بی خیال چه کارش داری بزار بره هیئت  اصلا نیازی نداریم به ایشون

من که داشتم می رفتم بهش گفتم خودت می دونی ببین ایا امام حسین راضی است ؟ که یک روزه تمام از ساعت 6 صبح تا 12 شب  و فرداش هم خواب

ببین تو طلبه هیئتی هستی یا هیئتی طلبه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

پ ن.   دوستان فرق که طلبه هیئتی هستی با  هیئتی طلبه دارد در این است که اولین منتسب به طلبگی  هست و در ضمنش هیئت در دومی بالعکس

فتامل جیدا

 

 

یک دوست
۱۳آذر


با سلام و احترام  خدمت رهبر معظم انقلاب

با توجه به اینکه وب‌سایت فیس بوک در ایران فیلتر شده است، آیا ورود به چنین سایتی صرفا برای ارتباط با دوستان و بدون هیچ فعالیت سوء علیه منافع ملی جمهوری اسلامی اشکال دارد؟ با تشکر

باسمه تعالی

سلام علیکم و رحمة الله و برکاته

به‌ طور کلی اگر مستلزم مفسده (مانند ترویج فساد، نشر اکاذیب و مطالب باطل) بوده و یا خوف ارتکاب گناه باشد و یا موجب تقویت دشمنان اسلام و مسلمین شود، جایز نیست و الا مانعى ندارد.

موفق و مؤید باشید.

توضیح: حکم بالا در شکل فتوا بیان شده است یعنی تشخیص مصداق به عهده مکلف گذاشته شده است و تنها به بیان حکم کلی اکتفا شده است. تشخیص این که آیا این شرایط در مورد فعالیت در فیس بوک صادق است یا خیر به عهده مکلفین گذاشته شده است.

به نظر می آید این حکم نه حرام بودن مطلق فعالیت در این سایت را می رساند و نه جایز بودن آن را اثبات می کند بلکه به نوعی فیمابین است.

یک دوست
۰۱آذر
بی تیتر و عنوان

می‌‌گویند روزی امیرالمومنین علی علیه السلام در بالای منبر بود و خطبه می‌خواند. امام حسین علیه السلام فرمود من تشنه‌ام و آب می‌خواهم، حضرت فرمود کسی برای فرزندم آب بیاورد، اول کسی که از جا بلند شد کودکی بود که همان حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام بود که رفتند و از مادرشان یک کاسه آب گرفتند و آمدند که این جریان با یک طول و تفسیری نقل می‌شود. بعد امیر المومنین علی علیه السلام چشمشان که به این منظره افتاد اشکشان جاری شد. به آقا عرض کردند شما چرا گریه می‌کنید فرمود قضایای کربلا یادم افتاد. که دیگر معلوم است گریز به کجا منتهی می‌شود. حاجی نوری در این جا یک بحث عالی دارد. می‌گوید شما که می‌گویید علی در بالای منبر خطبه می‌خواند باید بدانید که علی فقط در زمان خلافتش منبر می رفت و خطبه می‌خواند. پس در کوفه بوده است و در آن وقت امام حسین مردی بود که تقریبا سی و سه سال داشت. بعد می گویند اصلا این حرف معقول است که یک مرد سی و سه ساله در حالی که پدرش در حال موعظه مردم است و خطابه می خواند ناگهان وسط خطابه بگوید آقا من تشنه ام آب می خواهم؟ اگر یک آدم معمولی این کار را بکند می گویند چه آدم بی ادب و بی تربیتی است؛ و از طرفی حضرت ابوالفضل هم در آن وقت کودک نبوده و یک جوان اقلا پانزده ساله بوده است

تحریف عروسی قاسم

در روزا گرم روز عاشورا که می دانید مجال نماز خواندن هم نبود امام نماز خوف خواند و با عجله هم خواند. حتی دو نفر از اصحاب آمدند و خودشان را سپر قرار دادند و تا امام این دو رکعت نماز را خواندند، این دو نفر در اثر تیرهای پیاپی که می آمد از پا در آمدند. پس مجالی برای نماز خواندن به اینها نمی‌دادند. ولی گفته اند در همان وقت امام فرمود حجله عروسی راه بیندازید من می خواهم عروسی قاسم را با یکی از دخترهایم در اینجا لااقل شبیه آن هم که شده ببینم.


تحریف تعداد کشته شدگان در روز عاشورا

در کتاب اسرار الشهاده نوشته شده است که لشکر عمر سعد در کربلا یک میلیون و ششصد هزار نفر بود. باید سوال کرد اینها از کجا پیدا شدند، اینها همه در کوفه بودند، مگر یک چنین چیزی می شود؟! و نیز در آن کتاب نوشته که امام حسین در روز عاشورا سیصد هزار نفر را با دست خودش کشت! با بمبی که در هیروشیما انداختند تازه شصت هزار نفر کشته شدند و من حساب کردم که اگر فرض کنیم که شمشیر مرتب بیاید و در هر ثانیه یک نفر کشته شود، کشتن سیصد هزار نفر، هشتاد و سه ساعت و بیست دقیقه وقت می خواهد. بعد دیدند این تعداد کشته با طول روز جور در نمی آید، گفتند روز عاشورا هم هفتاد ساعت بوده است! همینطور درباره حضرت ابوالفضل گفته اند که بیست و پنج هزار نفر را کشت که حساب کردم اگر در هر ثانیه یک نفر کشته شود، شش ساعت و پنجاه و چند دقیقه و چند ثانیه وقت می خواهد. پس حرف این مرد بزرگ حاجی نوری را باور کنیم که می گوید اگر کسی بخواهد امروز بگرید، اگر کسی بخواهد امروز ذکر مصیبت کند، باید بر مصائب جدید اباعبدالله بگرید، بر این دروغ هایی که به ابا عبدالله علیه السلام نسبت داده می شود گریه کند.

ما برای امام حسین این کار را می کنیم !!!!!!!!!!!!!!!!

  دیدند که یک نفر مرد، زن بیگانه ای را می بوسد. بوسیدن زن نامحرم حرام است. می گوییم چرا این کار را انجام دادی؟ می گوید من ادخال سرور در قلب مومن کردم! در مورد زنا و شراب و لواط هم همین را می توان گفت. این چه غوغائیست، این چه حرف شریعت خراب کنی است؟! از هر وسیله ای استفاده کردن، برای گریاندن مردم در سوگ امام حسین جایز است؟ امام حسین شهید شد که اسلام بالا برود "و اشهد انک قد اقمت الصلوة و آتیت الزکوة و امرت بالمعروف و نهیت عن المنکر و جاهدت فی الله حق جهاده" امام حسین کشته شد که سنن اسلامی، مقررات اسلامی، قوانین اسلامی زنده شود نه این که بهانه ای شود که پا روی سنن اسلامی بگذارند. امام حسین را ما به صورت (العیاذ بالله) اسلام خراب کن در آورده ایم. امام حسینی که ما در خیال خودمان درست کرده ایم اسلام خراب کن است.

یک دوست